ஜღ۞۞ خـــــــلوت تنـــــــهایی ஜღ۞۞
کاش زندگــــــــی هم المثـــــــــنی داشت و ای کاش تنـــــــهایی مرا به خــــــلوت خودش دعوت نمیکرد
چقدر طعم تلخیه طعم چشم انتظاری! وای به احوال اونی که .............. عاشق کسیست که ذائقه اش تلخیست! سریع هدیه میدادم به مامان مثل همین الان! دقیقه بیشتر کنار هم بودن! محضی که هیچ کس نه میبینتم نه میشناستم. دیوونه کنندست! میشنوه پس باید به اون دختر بچه ی لجبازو مغرور که حالا یه دختر بزرگ شده دعا میکنم امسال دیگه نگین لعنت بر این زندگی! نگید کاش فلان بودم کاش فلان نبودم دعا میکنم شاید ها و اگر ها رو دور بریزیم! دعا میکنم از ته دل حسرت نخورین و دعا میکنم همیشه سلامت باشید میخوام دعا کنم شب ها با ارامش سر روی بالشت بزارین وقتی میخواین بخوابین جای ناراحتی و غصه و حتی شاید گریه به ارزوهای قشنگتون فکر کنید به این که شاید رسیدن بهش سخت باشه اما فرض محال هرگز محال نیست! اخرین پست سال 1389
بازم مثل همیشه توی اتاق تنهای تنهام یه هندزفری تو گوشم و... در حال وب گردی مشغول دیدن بدبختی ها و شایدم خوشبختی های مردم توی یه وب میبینی خبر ازدواجش رو با شادی داده ولی یکی دیگه.......... کاش این همه غمو تنهایی نبود کاش همه خوشحال بودن ..... دلم میخواست از دل همه خبر داشتم شاید شخصیتم کنجکاو اما همیشه همه بامن از مشگلاتشون صحبت میکردن اما خود من......... شاید این منم شب نویس بی همدم کسی که شب ها تا ساعت 3 شایدم بیشتر بیداره اشک هام فقط و فقط مال خودمه دلم نمیخواد کسی اشک هامو ببینه همیشه میخندم چون نمیخوام کسی از مشگلاتم سر در بیاره خیلی ها بهم گفتن خوش به حالت کاش جای تو بودیم اما من!!!!!!!!!! جواب این خوش به حال ها رو فقط با سکوته محض میدم پنهان کردن داغون بودن خیلی سخته ولی خدارو شکر تنها چیزی که خدا به خوبی بهم بخشیده همین تو داری و روحیه ی شاد هستش! خوشحالم بخاطر این موضوع به خودم افتخار میکنم... افتخار میکنم که همه فکر میکنند خیلی مغرورم اما واقعیت اینه که غرورم خیلی وقته شکسته خوشحالم که هر شب با گریه میخوابم اما همیشه لبخند روی لبام هستش شاید دیوونه ام؟ شایدم به قول نیلوفر الکی خوشحال؟ اما از این وضع راضیم! مشگلم مثل نصف جوونای این دنیا فقط عشقی نیست مشگلم خانوادگی نیست مشگلمم خودم هستم مشگلم با خدای خودمه! شاید عشقی شاید خانوادگی شاید تلفیقی از همه ی این ها اما مهم اینه خودمم سر در نمیاره فکر کنم من یه روان پریشم؟ فکر کنم مهم ترین چیزی که کم دارم ارامشه! جالبه خانواده ی خوبی دارم یک دنیا دوست دارم و بی انصافیه بگم دختر تنهاییم خیلی هارو دارم که دوستم دارن و میدونم برای یک نفر مایه ی ارامشم و یک نفر هم تمام امید قلب تنهام! دل خیلی هارو شکستم و میدونم اما دل خیلی بیشتر رو بدست اوردم نمیدونم چمه الان رفتم یه وب اسمش رو میگم چون خیلی برام جالب بود اسمش هفت دقیقه مانده به صبح بود وقتی دیدم یه نفر داره ثانیه هاشو میشماره ناگهان تمام کودکیم تا الان برام مثل یک فیلم از ذهنم عبور کرد خیلی مسائل برام قشنگ بود و خیلی مسائل تلخ تر از قهوه ی اسپرسو! و الان میترسم از اینده ای نا معلوم اما چقدر سخته شبو روز دعا کنی و بی اثر باشه....... چقدر سخته توی دلت یه چیز با ارزش داشته باشی و بدونی مال خودته اما بیشتر از این دونستن مطمئن باشی که میخوان ازت بگیرنش! خیلی دفاع از حق واقعی سخته! جدیدا دیگه حالو حوصله ی هیچکسو ندارم من که اگر یه بچه پرو جلوم میدیدم کاری میکردم به حشره کش بگه اسپری دیگه بیخیال همه شدم میگم ولش کن بزار جکو جفنگشو بگه ! فکر کنم خیلی بی ادب شدم نه؟نه این جوریام فکر نکن زمانی که بطلبه استاد ادبم اما الان بد دلم میخواد درس شاگردی پس بدم! الان که دارم به حافظه ی نخ نما شدم فشار میارم میبینم اره تو تقویم مغز منم یه جایی با قرمز درج شده 1/1/ شروع و اغاز دوباره از 1/1/ 89 تا حدی خبر دارم اما کاش میدونستم قرار 1/1/90 هم چی بشه؟؟؟؟؟؟؟؟ ای خدا ازت خیلی دلگیرم خودت میدونی چرا...... یا من بیمعرفت شدم یا تو کم لطف این سهم من نبود.... میگن هر کی دلیرو بشکنه خودش میدونه و خداش !اما سوال من: اگر دلی کسی رو خدا شکست باید به کی شکایت کنه؟ از فلسفه حکمت بودو صلاح بود گوشم پره یه زمانی خودم مخ خر بودم به همه میگفتم وایییییییییییییییییییییییییی جلوم یه صفحه کیبورد هستش که هزارو یک واژه هست نمیدونم دیگه کدومو باید به اون یکی بچسبونم تا منظور این دل لامذهبمو بگم ..... عید امسالم اومد کاش تو دل منم خونه تکونی بشه کاش بتونم همون جوری که مامان برای تمیز کردن شیشه ها رایت میزنه منم قلبمو رایت بزنم کاش کاش کاش ................... امیدوارم سال جدید فرصت دوباره ای باشه برای بهتر شدن تمام خط خطی هایی که باید پاک میکردم و نکردم!
ღ♥ღ●•▪· تو مثه سایه ای که هر لحظه باهامی من دارم حس می کنم رو شونه هامی من می خوام داغون بشم اشک بریزم گریه هم نمی کنم که تو چشامی وقتی احساسمو قلبمو گزاشتی تنها مثه یه سنگ شدم کنار دریا که بهش آبی نمی رسه ولی باز منتظر میمونه تا طلوع فردا......
دوستای گلمممممممممم شب های پر برکت ماه رمضان هم رسید میبینید عمر چقدر زود میگذره؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستای گلممممم اومدم از همتون التماس دعا در این شب های عزیز بگیرم ماشالا بار گناهامون که از ته تریلی اویزونه اما ما کار از کارمون گذشته و دیوونه ی الکی خوشحالیم ولی دوست جونا حسابی التماس دعا دارم اول تمام بیمارا رو دعا کنید که ایشالا شفا پیدا کنند بعد اگر خدا خواستو باران اومد دعایی هم به حال کویر دل ما بکنید همتونو دوست دارم خیلی بیشتر از حد تصورتون و همیشه یاد قلب های مهربونتون هستمو براتون دعا میکنم شاید باورتون نشه همیشه یکی از دعاهام اینه : خدایا خودت کمک کن همه مشگلات دوستای مجازیم حل شه تو اگر دستت به خدا میرسد همتی کن و بگوووووووووو ماهی ها حوضشان بی اب است برای کنکور خیلی درس خوندم تا بلخره سال ۸۴ رشته ی مورد علاقم حقوق قبول شدم اما دانشگاه ازاد تهران در مدت زمان خیلی کوتاهی چهرم تبدیل شد به یه دختر خیلی جذاب و البته خیابوووووووووونی هر بار خانوادرو به یه بهونه برای دیدار میپیچوندم تا این که سال نو مجبور بودم برگردم رامسر وقتی مامانینا منو دیدن باورشون نمیشد بابام کلی تلخی کرد بخاطر تغییر ظاهرم بگذریم که پوششم رو مثل قبل کرده بودم که ابروم بیشتر نره خدا به داد میرسید اگر منو با اون کفش ها و مانتوها میدیدن دوباره برگشتم تهران مثل سابق و شاید هزار برابر بدتر ۳ ترم مشروط شدم و دانشگاه میخواست اخراجم کنه اما ازم تعهد گرفتن برای ترم بد و البته سحر و مریم همه مثل هم...... اون روز تازه متوجه شدم سحر از دوران قبل دانشگاه هم .......بوده میترسیدم اما باهزار ترس این کار تلخ و فجیح رو انجام دادم این ماه درسم تموم میشه و بلخره از این شهر افسانه ایم خلاص میشم حیف پاکی و صداقتی که من توی این امتحان باختم من یه دختر جذاب شدم اما به قیمت از دست دادن عفت و ابروم و الان که درسم تموم شده هیچ اغوش بازی در انتظارم نیست و بعید میدونم بتونم روزی با یه پسر نجیب ازدواج کنم با این که خیلی وقته توبه کردم و سعی کردم پاک باشم اما شاید همینه تفاوت من با یه دختر پاک!!!!!!!!!! (براساس: زندگی یک دوست) وای کاش یادم نمیرفت کی بودم سلام به همه دوست جونی های من انقدر خوشحالم که خدا میدونه بلخره طلسم این امتحانای کوفتی شکست و من جای گل کاشتن درخت کاری کردم جاتون خالی دعا کنید همرو پاس کنم وگرنه خانواده منو پاسم میکنند بد بگم خیلی خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بود هر چند تاجایی که میشد بهتون سر میزدم و سعی میکردم از خجالتتون در بیام اما بعضیا واقعا نشد شرمنده اونایی که سر نزدم راستی دوست جونا وبم یکم سنگین شده نمیدونم چیکار کنم اما ببخشید دیر باز میشه بخاطر حضور گرم شماست بچه اپ اولو میخوام یه شعر از خودم بزارم چند روز ژیشا خیلی دلم گرفته بود و یه شعری گفتم که دیدم خالی از لطف نیست بزارمش ببخشید شاید زیاد قشنگ نباشه اما دوست دارم بزارمش از همتون یک دنیا ممنونم که همیشه همراه خــــلوت بودید اگر بگم چقدر نظر خصوصی ازتون داشتم باور نمیکنید همون بهتر نگم چون خودمم هنوز باورم نمیشه اما یک دنیا ممنونم که منو و سارای عزیزمو لایق درد دل دونستید اومدم تا برای خودم و سارا اجازه ی مرخصی بگیرم تا ۱۵ تیر اخه امتحانات دانشگاه رو به شروع شدنه و ما این ترم هیچی درس نخوندیم اگر ایام فرجرم نخونیم به طور قطع برای اولین بار مشروط خواهیم شد پس با اجازتون تا ۱۵ تیر نه اپ میکینم نه با عرض شرمندگی فراوان به خونه های قشنگتون سر میزنیم شما ترخدا نظر بزارید همرو میخونیم و تائئد میکنیم قول میدم فقط سر نمیزنیم که بعد از امتحانات حسابی از خجالتتون در میایم قول میدیم حالا هرکسی به ما سر زد بسته به معرفت قلبیه خودشه و مطئن باشید یادم میمونه همراهای خــــــــــلوت تنهایی رو و توپ جبران میکنیم راستی دوست جونا تمام اپ های تولد رو بر میدارم اخه زیادی خلوت شاد شده بود خواستم دچار تعجب ذهنی نشید پس از طرف خودم و ساراجونیم خدانگهدار اما موقتا از تبریکهای قشنگ همتونم مهدخت تشکر کرده. راستی یه خبر خوش براتون دارم مهدختم شنبه بر می گرده. منتظرش باشید. می نویسم این بار از تو می نویسم که دستات پر از نیازه چشای تو پر ستارست پر از گلای تازه می نویسم تو همونی که جدا کرد من و از غم دلم و تنها نذاشت و عشق و جا داد توی قلبم می نویسم که نبودت مث یه درد غریبه بی تو این دنیای سنگی پر نیرنگ و فریبه می نویسم بودن تو مث داشتن بهاره رفتن تو نازنینم غم تو قلب من می ذاره می نویسم اگه باشی ماه پیش تو کم میاره دل خسته واسه چشمات شادی و هدیه میاره می نویسم تا بخونی همه دردام و بدونی که شاید دلت بسوزه و بمونی قصه ی پرستوها من می خوام برات بخونم قصه ی ستاره ها رو قصه ی درد و شب و تاریکی ترانه ها رو من می خوام برات بخونم تا ابد با تو بمونم زیر سقف اسمون و تا ته ارزو ها رو به جون ترانه هامون به جون ستاره هامون به جون خودت عزیزم می شکنم فاصله هارو من می خوام با تو بمونم تا ابد برات بخونم قصه ی عشقی قدیمی قصه ی لطف خدا رو عزیزم تو مهربونی خودت این و خوب می دونی با زبون بی زبونی قصه ی پرستوهارو زندگی :بسته به امید و امید بسته به اینده است زندگی:همانند جدولی است که اگر حل شود جایزه ی ان مرگ است زندگی:همانند کلاف پرپیچ و خم است که اولش پیچ و اخرش هیچ است زندگی:سهل و اسان است اگر غم هاو غصه هارا بخود دشوار نگیریم زندگی:پیوسته به اینده است هرکه را اینده است زنده است زندگی:سوختن و بی هدف درس اموختن است زندگی:همانند قطاریست این چه قطاریست که همیشه باختن است؟ زندگی:برگ گلیست در جویبار زندگی اخرش پرپر شدنو غرق شدن است تو هم مادر اگر شوخ چشایی نمیکردی تو هم ای اتش شهوت شور بر پا نمیکردی کنون من هم به دنیا بی نشان ماندم پدر ان شب روایت کرده ای شاید نمیدانی از این بابت جنایت کرده ای شاید نمیدانی و از بار این جنایت تا کنون تنهای تنهایم تو بهاری نه بهاران از توست از تو میگیرم دوام هر بهار اینهمه زیبایی را در جاده های سبز اندیشه عطر نفسهایتان همیشه بهاری باد. دوستان گلم گفتم بگم که نگید نگفتی بنده زیاد اهل مطلب گذاشتن نیستم بیشتر با خرابکاری حال می کنم اما این دفعه خرابکاریم خیلی تابلو بود نظراتون پرید خوب بالاخره وروجکم دیگه حالا عیبی نداره شما خودشو ناراحت نکن دوباره نظر می ذارین زیاد می شه تا شیطنتی دیگر باااااااااااااااااااااااای بازم معذرت اخه اگه ماوروجک ها خرابکاری نکنیم دیگه کی خرابکاری کنه؟؟؟؟؟؟؟ البته الان دوباره شما که نظر میزارید از ایشالا پر میشه اینم عکس وروجکا اون مو بلند خوجمله که تخسه خودمم اون یکی هم سارا دوم یه تشکر از کسانی که حتی زمانی که من یادشون نبودن به خلوت تنهایی سر زدن واقعا مچکرم و عذر میخوام از این غفلت خلوتتتتتتتت تنهایی اما بچه ها موضوعی هست که واقعا قلبمو شکسته نمیدونم چرا وبلاگ نویسی برای بعضیا فقط در حد یه تفریح هستش یا یه کار وقت پرکن تو این چند وقت به خیلی از بلاگ ها سر زدم که در اثر یک شکست عشقی یا به هر دلیلی بالای مطلبشون زدن خداحافظی و اپ اخر کاش بدونید دوستاتون چقدر دوستون دارن و براشون حائز اهمیتید پس انقدر راحت دفتر حرف های دلتون رو نبندید دوستان گلم میخوام ادرس وب یکی از دوستانم رو بنویسم بهش سر بزنید منتظر حضور گرم همه ی دوستان گلمه یک دنیا تشککککککککککککر اسمش در لیست پیوندهای خودم(وکمی سکوت کنید) از تو پرسیدم من:تو منی یا من تو؟؟؟ و تو گفتی هردو من به تو پیوستم گفتم ای کاش پناهم باشی همه جا و همه وقت دست تو در دستم تکیه گاهم باشی وتو گفتی:هستم تا نفس هست کنارت هستم وقتی یه بار از یه نفر ضربه میخوری درست مثل این میمونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده گفتم خرابت میشوم گفتی ابادی مگر؟؟؟؟ گفتم ندادی دل به من گفتی تو جان دادی مگر؟؟؟ گفتم زکویت میروم گفتی تو ازادی مگر؟؟؟ گفتم فراموشم نکن گفتی تو در یادی مگر؟؟؟ تحمل کردن عشق از گدایی کردنش با ارزش تره هیچ کس در این دنیا با من نبود هیچ کس مانند من تنها نبود هیچ کسی دردی ز دردم بر نداشت هیچ کس ان یار دلخواهم نشد هیچ کس همسازو غمخوارم نشد هیچ کس مانند من مجنون نبود هیچ کس دردی نکرد از درد من دوااااااااااااجز خدای من خدای من خدااااااااااااااا بجز مداد سفید.............هیچ کس به او کار نمیداد همه میگفتند تو به هیچ دردی نمیخوری........ یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند......... مداد سفید تا صبح کار کرد........ماه کشید.......ستاره کشید......... و انقدر کشید که کوچک و کوچک تر شدددددددددد صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟؟؟ ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد..... به دست کودکی گستاخ و بازیگوش واو یک ریز و پی در پی.... دم گرم خود را در گلویم سخت بفشارد و فریاد گلوووووووووویم گوش هارو بر ستوه ارد و خواب خفتگان اشفته و اشفته تر سازد وگیرد او بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام ............ دوستداران هنر تسلیت می گوییم . یادش گرامی و روحش شاد و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی گفتی میرم سفر ولی میام پیشت با دست پر گفتی تا من کنارتم غصه ی دنیارو نخور گفته بودی که هیچکسی نمیگیره جای منو محال روزی برسه نگیری دستای منو یه کاری کردی با دلم که زندگی برام نموند اتیش بی خیالی هات تموم دنیامو سوزوند گناه من چی بود مگه؟؟؟؟سنگ صبور غصه هام فقط بهم بدی نکن من از تو خوبی نمیخوام چقدر عوض شدی گلم چی سر عشقمون اومد چی شد که قلبت یه دفعه قید منو این طوری زد؟؟ چقدر عوض شدی گلم اون همه مهربونی کو؟؟؟ چی شد روزای خوبمون من نمیگم خودت بگو کی فکرشو میکرد یه روز این طوری باشه قسمتم؟ بشکنی داغونم کنی جابزاری تو غربتم اگه بدونی که چیا کشیدم و دم نزدم اگه بدونی چه جوری این همه راهو اومدم اگه بدونی که چیا کشیدم و دم نزدممممممم هر جا که اسم تو میاد اسم خودم یادم میره یه لحظه خشکم میزنه یه لحظه گریم میگیره دلیل گریه های من فقط تویی یادت باشه یه روز نیاد که زندگیت مثل من ازهم بپاشه چقدر عوض شدی گلم چی سر عشقمون اومد چی شد که فلبت یه دفعه قید منو این طوری زد چقدر عوض شدی گلم اون همه مهربونی کووووو چی شد روزای خوبمون من نمیگم خودت بگو............ پایان راشکستم از مرز فردا عبور کردم ودراخر به حال رسیدم وچه تلخ بود دیدن سرانجام اینده ای تلخ وچه لرزی بر اندام رنجورم انداخت مشاهده ی شکست های بی پایانم بارلاها سخت بود دیدن تباهی یک زندگی دیدن یاس های سرشار از فریاد اما پرازسکوت وچه تنگ شد عرصه بر نفس های بی صدایم ومن محوتماشای اینده ی خودساخته ی خویش باز گشتم با دعای حال و عمری دوباره بازگشت می خواهم بسازم و تکان دهم اب راکت فردایم را اری می سازم نه تنها برای خودم بلکه برای ان فریاد هایی که با سکوتی تلخ خفه شد من به ازای سوختن می سازم می سازم تا اثرات این اتش شاخه گل فردایم را نسوزاند (لطفا کپی ممنوع 
شيشه اي مي شکند ![]()
يک نفرمي پرسد...........که چرا شيشه شکست
مادرمي گويد ...شايد اين رفع بلاست
![]()
يک نفر مي گويد ![]()
باد سردوحشي مثل يک کودک شيطان آمد
شيشه ي پنجره را زود شکست ![]()
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست
عابري خنده کنان مي آمد ![]()
![]()
تکه اي از آن برمي داشت مرهمي بردل تنگم مي شد ...
امشب ديدم![]()
هيچ کس هيچ نگفت غصه ام رانشنيد..
از خودم ميپرسم؟؟؟؟؟![]()
![]()
آيا ارزش قلب من ازشيشه ي پنجره کمتر است؟
دل من سخت شکست وهيچ کس هيچ نگفت! ![]()
ونپرسيدچرا؟![]()

مثل همیشه اول سلام یه سلام اردیبهشتی از یه دختر اردیبهشتی! ![]()
![]()
این ماه برام خیلی با ارزش هستش شاید چون در این ماه: ![]()
![]()
متولد شدم ، در این ماه شکستم ،و در این ماه دوباره متولد شدم!
برام جالبه قشنگترین و حتی بدترین حوادث زندیگم در این ماه بوده!
میگن ۳۰ اردیبهشت ماه نمیدونم روز قشنگی بود یا نه اما من پا توی ![]()
ا ین دنیای بی رحم گذاشتم میگم بی رحم چون همیشه برام یه رقیب ![]()
بود تا رفیق ! خدا رو شاکرم برای این که تا الان زنده ام و نفس میکشم ![]()
با وجود تمامی سختی ها و مشگلات......![]()
![]()
یه دختر خاص نبودم و نیستم حتی اگر بقیه بهم بگن متفاوت قبول ندارم ![]()
چون هم رنگ بقیه ام هم تیپ ادم های دیگه مثل تمام ادم های دنیا اما با ![]()
اخلاقی یکم دور تر از تو ! ![]()
![]()
به شدت احساساتی و رمانتیک انقدر که اگر جلوم یه جوجه رو بکشی براش ![]()
عذاداری میکنم اما بعضی وقت ها جوری سنگ دل میشم که هیچ احدی حریفم![]()
نیست! با هرکی که دوستش داشته باشم میگمو میخندم انقدر شیطونم که میگن شیطنت ![]()
از چشمات میباره اما چهرم خیلی ارومه خیلی انقدر که فکر میکنی خیلی ![]()
بی غمم ! امکان نداره منو بدون لبخند تصور کنی حتی در اوج عصبانیت حتی ![]()
وقتی دارم از ناراحتی میمیرم میخندم نمیدونم چهره ی اخمو رو تا حالا تجربه![]()
نکردم و دوستم ندارم بکنم!علاقه ندارم دل کسی رو بشکنم اما جدیدا دارم ![]()
یاد میگیرم دل شکستن تو این دنیای خشن لازمه! عاشق مهربونیم و تا جایی ![]()
که بشه مهربونم اما به هیچ کسی بیشتر از وجودش بها نمیدم امکان نداره ![]()
کسی رو بیشتر از کپنش تحویل بگیرم چون مطمئنم لیاقتش در حد قلبی ![]()
هست که داره و همیشه میگم:هر کسی اب دلشو میخوره تو این دنیااااااا ![]()
![]()
عاشق طبیعت و گل هستم چند تا گلم خیلی دوست دارم اگر نمیخندی ![]()
هرچند که اگرم بخندی باعث افتخارمه که تونستم لبخندو مهمون لب هات ![]()
کنم حتی اگر با تمسخر به خودم باشه! عاشق گل رز قزمز هلندی هستم ![]()
و گل نرگسو زنبق کنار هم و از همه شیرین تر عطر دلنشین یاس........... ![]()
![]()
یادمه دوران دبستان کارم چیدن گل های یاس خونه ی مادر بزرگم بود و بعدشم ![]()


عاشق بوی خاک بارون زده هستم وقتی بوی کاهگل تازه میده و زیر بارون ![]()
راه رفتن اما بدون چتر ! شنیدن صدای چک چک بارون که دزدانه روی صورتم ![]()
با اشوه گری هنر نمایی میکنه! ![]()

تو این دنیا بعد خدا خیلی هارو دوست دارم اما اول نوکر دربست خودشم که ![]()
به قول بابا اوستا کریمه! انقدر بهش اعتقاد دارم که وجودشو درونم حس میکنم
بعدشم قلبم میتپه برای اونی که ..........![]()


و مهم ترین جای قضیه مامان و بابا با این که شاید براشون اونی که باید نشده ![]()
باشم اما مامانو خیلی دوست دارم چون از دوست بهم نزدیک تر بود و هست ![]()
و بابا که همیشه سعیش فقط این بود بابهترین سطح فرهنگ بار بیام .![]()


یه داداش کوشولو دارم که دنیامه بس که شیرین عسله و البته یه ابجی که ![]()
اونم از من کوچکتره و میتونم بگم همیشه تا جایی که شده کنار هم ما شدیم ![]()
نه من و اون ....... طبیعتم شاعر مسلک هستش وقتی دلم میگیره انگار ![]()
ذوق دون شاعریم راهش باز میشه شعر هامم تا اون جایی که بقیه نظر دادن ![]()
بعد نیست یعنی قشنگه شرو ور نیست داستانم مینویسم بهتر بگم رمان! ![]()


تو سنت ها عاشق شب یلدام چون این همه خوشحالی میکینم برای یک ![]()

شب رو خیلی دوست دارم چون واقعا ارامش میگرم با گریه با بغض و تنهایی![]()
از خدا خواستم منو قبل از عزیزانم از دنیا ببره چون تحمل غم فراغ عزیزانم برام![]()

به شدت زیاد دوست دارم که بهشون میگم دوست جون اما ۳ نفرو خیلی زیاد ![]()
دوست دارم مثل خواهر : سمانه عشقم ، نیلوفر دیوونم و شقایق مهربونم. ![]()
براشون ارزوی خوشبختی ابدی ، سلامتی و کمال ارامش رو خواستارم.![]()
از خدا میخوام کمکم کنه تا انقدر صبرم بالا بره تا بپذیرم چیزهایی رو که ![]()
ارزومندشون هستم و نمیتونم بهشون برسم و انقدر کمکم کنه تا تلاشو ![]()
توانم بالا بره تا بتونم تغییر بدم تقدیری رو که وا به میلم نیست. ![]()

میخوام کادوی تولدم از خدا برکت بخوام توی زندگیم و کارهام میدونم صدامو ![]()
![]()
کمک کنه .....مخصوصا که تو دلش یه ارزوی قشنگو شیرین داره! ![]()
دختری که روزی بهش قولی داد و ازش قول هایی گرفت. ![]()


![]()
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل 
شدندهمه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه
من میگفت خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه....
حالا که ياد اون روزهاي پاک وقشنگ ميافتم بي اختيار ابرهاي 

سال جدید داره میاد ..... یه سلام بهاری میکنم به همه 
کسانی که:مثل من عاشق فصل بهار هستند عاشق باران 
های بهاری که بدون هیچ خبری با یه رگبار مهمون دلت میشه
و بی خبر تر ازحضورش جای قشنگشو به دختر خورشید یعنی
افتاب میده! تصمیم گرفتم امسال حالو هوام بهتر شه شاید چون
خیلی بهش نیاز دارم برای بقا و زنده موندن یا زندگی کردن !!!!!!
میخوام دنیارو دیگه تنها نزارم تا دنیام رو حفظ کنم!
میخوام باور کنم که حتی اگر تقدیر به من غلبه کنه من از اون 
قوی ترم میدونی چرا؟چون من بدون هیچ قدرتی تا لحظه ی اخر
میجنگم اما اون با قدرتش با من مبارزه میکنه پس اون هنرمند 
نیست!بلکه من هنرمندم میخوام مثل صفحه ی شطرنج عمل 
کنم شاید به مرز باخت برسم شاید شاه زندگیم تنهای تنها 
بمونه اما با ۱۷ حرکت انقدر دور خودم میچرخونمش تا بلخره
امروز عاشق تر از قبلم شاید امید دادنم الکی باشه اما من 
ناامیدی رو هم تجربه کردم شک ندارم این که منتظر باشی 
خیلی بهتره! کوچیک که بودم از انتظار متنفر بودم اما الان با
همین انتظار میخوام نفس بکشم میتونی مسخرم کنی!
میتونی بگی دارم دری وری میگم اما نه این بار توی خواننده 
ای که داری دری وری میگی! من صبر میکنم وقت برای ریختن 
اشک همیشه هست اما اونی که غنیمته لبخند هستش میخوام
از ته دل بخندم شاید خندیدن به بدختی هام! اما میخندم....
براتون بهترین سال رو ارزو میکنم شاید برای همه بهترین
نشه اما ارزو کردن که دیگه کنتر نداره داره؟
ارزو میکنم در کمال ارامش باشین ارامش کم چیزی نیست......
خیلی سخت بدست میاد باید خوشبخت باشی موفق باشی و
از همه مهم تر لبخند رضایت روی لب ها که همیشه از این حالت





کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم .
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود . کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش![]()
را از نگاهش می توان خواند . کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم ![]()
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود . کاش قلبها در چهره بود اما اکنون اگر![]()
فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت![]()
پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی ![]()
است که هیچ کس نفهمد سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی![]()
که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد دنیا را ببین . بچه بودیم ![]()
از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید ! بچه بودیم![]()
همه چشمای خیسمون رو میدیدن بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه . بچه بودیم![]()
تو جمع گریه می کردیم بزرگ شدیم تو خلوت . بچه بودیم راحت دلمون![]()
نمی شکست بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه . بچه بودیم همه![]()
رو ۱۰ تا دوست داشتیم بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی هارو کم ![]()
و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم . بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و![]()
همه یکسان بودن بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که ![]()
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه . کاش هنوزم همه رو به اندازه همون ![]()
بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم . بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها ![]()
رو در می آوردیم بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی . ![]()
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم ![]()
درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم هیچ کس نمی فهمد . بچه بودیم ![]()
دوستیامون تا نداشت بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره . بچه که بودیم ![]()
بچه بودیم بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم ![]()

یـــــــــــــــــــــــــادش بخیر بچـــــــگی هاااااااااااااااا گذشت و حسرت تلخــــــی 

همین چند شب پیش بود . . . 
بدون دعوت 
بدون اینکه تو بدونی
بدونه اینکه تو بخوای
اومدم مراسم عروسیت
قشنگترین کت و شلواری رو که داشتم پوشیدم
همونی که با هم خریده بودیم . . .!
یادته چقدر دوستشون داشتی . . . ؟ !
سرم گیج میره
چند تا آدم بالای سرم هی حرف میزنن
ولشون کن حرفای منو گوش کن !
آره اون شب خیلی قشنگ شده بودی
شبیه فرشته ها
می دونی قبلا اینو بهت نگفته بودم
فقط دلم می خواست خنده هاتو ببینم
اون شب اومدم اونجا چون می خواستم خنده هاتو ببینم 
هیچکس متوجه من نشد
انگاری مثل یه روح بودم
از دور نگات می کردم
آخ که اون بوسه به غریبه چقدر زیبا بود !
خودم می خندیدم
ولی یه صدای وحشتناک از درونم شنیده می شد . . .
انگاری قلبم ذره ذره می شکست . . .
وای یهو بارون زد !
صورتم خیس خیس شد
طاقت نیاوردم
از اونجا اومدم بیرون
ولی تا ده تا کوچه بالاتر صدای خنده هات میومد
یه گوشه ای نشستم تا کمی آروم بشم
دستمو گذاشتم روی قلبم
سرمو گرفتم رو به آسمون
با خدا یه عهدی بستم
دیگه اجازه ندم هیچکی وارده این ویرونه بشه
قلبمو میگم . . . !
قسم خوردم برای تو تا همیشه نگهش دارم
حالا چند روز گذشته و من روی تخت بیمارستانم 
دکترا میگن لحظه های آخره
باورم نمیشه دارم میرم
چقدر زود به آرزوم رسیدم
یادته همیشه بهت می گفتم
بعد تو تنها مرگ آرومم میکنه
هر دوتامون به آرزومون رسیدیم
یادمه تو هم می گفتی یه روزی باید بری
تو زود رفتی!!!!!!!
منم زودی میرم
فقط با اختلاف چند روز
مثل همیشه ازت خداحافظی نمی کنم
فقط یه جمله........
بخند چون عاشق خنده هاتم!!!!!!! 

ادامه مطلب




ر
روی قبرم بنویسید که کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد ورفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یاسم؟؟؟؟
انقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی دیدار برابر شد ورفت
اوکسی بود که از غرق شدن میترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد ورفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری ساده که یک روز کبوتر شد ورفت










سلام به همه دوستای گلم که همیشه به خــــــلوت تنــــــهایی سر میزنند ![]()
همین دیروز بود که میگفتیم سال بعدی چی میشه امسالم اومد و گذشت پیر شدیماااا
خدا هی سعی میکنه مارو دور از جون شما ادم کنه
هی ارشاد میکنه .gif)
.gif)
البته فقط من این طوری نیستما؟؟؟ جمع کثیری رو شامل میشیم


پس بدونید خیلی برام عزیزید میسپارمتون به اهورای مهربان خودم 

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ارزوهایم مرا هرزه کرد!!!!!
یه دختر ساده ی شمالی بودم اما همیشه پراز حسرت های مختلف 
وساکن شهر رامسر اصولا ادم پر جنب و جوشی نبودم و سعی میکردم ساکت جلوه کنم اما تنها ارزوم که برام شده بود یه حسرت سرشار از اه کنکور بود این که بتونم شهر تهران قبول شم 
نمیدونم چرا اما عشق تهران بودم با این که وضع مالی پدرم خوب بود و ما جزو خانواده های سطح بالای رامسر بودیم و من یه دختر نازپرورده اما تهران برام یه چیز دیگه بود البته این امر فقط در من صادق نبود تمامی دوستان هم سنم هم دوست داشتن اما نه به شدت من.... 
خب بلخره تهران پایتخت بود و ما شهری که بازم به تهران نمیرسیدیم
بلخره باهزار شوق و ذوق رضایت رو از بابام گرفتم وراهی تهران شدم عمم ساکن تهران بود و قرار شد برم پیش اونا از خوشحالی کم مونده بود پرواز کنم احساس میکردم ازادی رو بدست اوردم 
یه چند روز از شروع دانشگاه میگذشت و من کم کم به همه چیز عادت کرده بودم اما عمم خیلی سخت گیر بود و تمامی رفت و امدم رو زیر نظر داشت حتی تلفن هام و این خستم میکرد من دختر محدودی نبودم حتی پدرم به این شکل روم حساس نبود بابا میزاشت با دوستام بیرون برم بگردم و کلا ازاد بودم ......
توی دانشگاه دوتا دوست پیدا کردم که یکی مریم نام بود اهل اصفهان و دیگری سحر اهل مشهد باهام کلی صحبت کردن تا به بابام بگم خونه عمه نمیتونم درس بخونم و میخوام برم خوابگاه ولی مشگل اصلی این بود خوابگاهی در کار نبود بچه ها یه خونه ی کوچولو اجاره کرده بودن و اون جا ساکن بودن
منم رفتم پیش اونا و به دروغ گفتم خوابگاهم هر بار برای تلفن زدن به بیرون میومدم و میگفتم تلفن خوابگاه خرابه دارن کابل کشی میکنند اون ها هم به موبایلم میزنگیدن 
همه چیز عالی بود تا پاسی از شب بیرون میگشتیم و به قول بچه ها عشقو حال از طریق مریم و سحر با افراد جدید تری اشنا شدم که بچه مایه دار بودن اما خیلی بیشتر از خود من یواش یواش مریم شروع کرد به مسخره کردن من که چقدر ساده ام و چقدر تنهااااااااااا 
گفت امروزه نداشتن دوست پسر بی کلاسیه گفت به وضوح نشون میدم که بچه ی شهرستانم جالب این جا بود که مریم از یکی از شهرستان های اصفهان بود اما من از خود شهر رامسر والبته با توجه به وضع مالی پدرم بد نمیگشتم خلاصه با تلاش های بی شمار بچه ها رفتم ارایشگاه 
وقتی برگشتیم چهرم ۱۲۰ درجه تغییر کرده بود از رنگ موهام گرفته تا فرم ابروهام رفتیم از پاساز های به نام لباس خریدیم حتی پول لباس مریم و سحرم من دادم (یه جورایی منو میتیغیدن) 
کارمون شده بود اتو زدن و گشتن توی پارتی های مختلف 
بابا بعد تلخی هاش ظاهرم رو پذیرفت گفتم خانوادم محدود نبودن 
همه کارمون شده بود پسر بازی یه روز متوجه شدم باردارم حالم از خودم بهم میخورد که چقدر کثیف شده بودم و عاملش نه تنها سحرو مریم بلکه ارزوهای بر باد رفته ی خودمم بود توی یه گردابی فرو رفته بودم که هرچی دست و پا میزدم بیشتر فرو میرفتم 
بچه ها گفتن باید سقطش کنم برای حفظ ابروی خودم میترسیدم سحر گفت کاری نداره منم یه بار این کارو کردم.......
اما شک ندارم نفرین ابدی اون بچه همیشه پشت سرمه یه بچه ی ۳ ماهه 

یه بار که بابا ناگهانی اومده بود تهران منو ببینه متوجه شد خبری از خوابگاه نیست و ادرسم رو از طریق یکی از بچه ها گیر اورده بود هنوز یادم نمیره صحنه ای رو که بابارو تو خیابون ناگهانی دیدم جلوی در ایستاده بود و ما بیرون وقتی منو دید بدون هیچ حرفی در جا سکته کرد باورم نمیشد وقتی رسوندمش بیمارستان دیگه حاضر به دیدار من نبود 
ببین من چه کردم که بابایی که نفسش برا تک فرزندش میرفت دیگه حاضر نشد منو ببینه بابا برگشت رامسر و منو از خانواده ترد کرد و من محروم شدم از نامی به نام فرزند........ 
یادم نمیره چقدر خواستگار های خوبو بخاطر تفکرات پوچ از دست دادم 
برای اخرین بار این حرفارو میگم: اول از خودم و تفکرات پوشالیم نمیگذرم که همین ارزوها باعث هرزگی های وجود نجیبم شد
دوم از دوستام نمیگذرم که شاید عامل اول خودم بودم اما اگر وسوسه های دوستام نبود و انقدر منو تحت فشار و تحریک روحی نمیزاشتن الان حداقل روزنه ی امیدی بود برای بازگشت 
سوم حلالیت میطلبم از پدر و مادرم که ساده و بی ارزش از دست دادمشون و به بهای هیچ فروختمشون و حلالیت از بچه ای که با بی رحمی و قصاوت از ترس ابروم نابودش کردم .....

اول یه سلام گرم به همه دوستای گلمممممممممم
دوم عذر میخوام دیر اپیدم اخه شارژ ای دی اس الم تموم شده بود 
دوستای گلمممممممم یه سوال دارم کسی فرکانس جدید شبکه ی فارسی وان رو داره؟؟؟؟؟ 
البته روی هاتبرد لطفا نه نیلست 
خواهشمندم هرکسی فرکانس جدید شبکه ی فارسی وان رو در هاتبرد داره به من بگه ممنونم 
مورد بدی این که دوست جونا اپی که میخوام بزارم کاملا بر اساس واقعیت هستش و با خواهش از دوستم خواستم زندگیش رو بنویسم به صورت داستان البته با نیاوردن نامش ازتون خواهش میکنم دعاش کنید 
خیلی متاسف شدم وقتی داستان زندگشی رو شنیدم البته با اشک های بی پایانش در اغوشم که دائما ندای پشیمانی رو سر میداد
خط نوشت مهدخت :
وچه زیبا به پهنای اسمان اشک میریخت ![]()
دستانش خالی از مهر بود اما گرم![]()
وچه بی الایش تلخی تنهایی را حمل میکرد![]()
کوله بارش بر دوش و سفره ی خاطراتش در ذهن![]()
در پس هر قدم کوچه ی خاطرات را میدید ![]()
اما اکنون خسته تر از دیروز و کوچه تنها.....![]()
واما اکنون سرود ترنم تنهایی را سر میداد ![]()
بارلاها چقدر تنهایم....................![]()
شاید بشکند شیشه ی سخت تنهایی را![]()
و شاید شیرینی گذشته را تلخی امروز دخیل کند![]()
واکنون او بی هم نفس و نفس تنهای تنها......................![]()
در کوچه سار خاطره هاست..............![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
ملتفت که هستین........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه تشکر فاز بالا دارم از همه اونایی که به خلوت تنهایی سر زدن بابا دم معرفتتون گرم که نزاشتین خلوت بمونه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همیشه وداع سخته اما چه میشه کرد که قانون این بی وفا زندگیست اما یک دنیا خوشحالم که این وداع دائمی نیست ![]()
![]()
![]()
نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااا![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
( پگاه امیر سرداری)
زندگی :هیچ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اخه واقعا این چه معنی داره؟یعنی شماها وبلاگ هاتون رو برای دل یکی دیگه زدین؟یا برای دل خودتون؟اگر بلاگی رو برای دل یکی دیگه زدید همون بهتر که بسته شه اما اگر برای قلب تنهای خودتون بود خواهش میکنم انقدر سریع با یه خداحافظی به همه چی خاتمه ندین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
ولی وقتی میبخشیش درست مثل این میمونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه دیگه چیزی ازت نمونده و کامل خورد شدی![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هیچ کس فکر مرا باور نکرد![]()
![]()
![]()
در کلاس عاشقی دل خون نبود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
مدادم جای خالیت رو الان حس میکنم![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اختناق مرگ بارم را.........![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

مطمئن باش و برو ضربه ات سخت کاری بود
دل من سخت شکست![]()
![]()
به من و عشقی پاک![]()
که پر از یاد تو بود
وخیالم می گفت تا ابد مال تو بود![]()
تو بروووووووووووو![]()
برو تا راحت تر فکر های دل خود را سر هم بندزنم
![]()
![]()
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود![]()
![]()
![]()
![]()
(حرمت)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)
| Design By : Night Melody |

























